عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

88

منازل السائرين ( شرح عبد الرزاق الكاشانى ) ( فارسى )

اين صورت خصومت و پيكار با خود است ، [ زيرا انسان بيمناك از كيفر الهى همواره با خود خصومت مىكند و خود را عتاب و نكوهش مىنمايد ] ؛ و نه به خاطر طلب [ و درخواست ] پاداش ، كه در اين صورت مزدورى خواهد بود كه براى اجرت عمل مىكند ؛ و نه بدين گونه كه سعى و تلاش خود [ در طاعت حق‌تعالى ] را ببيند [ و آن را چيزى انگارد كه موجب نجات او مىشود ] ، چرا كه در اين صورت دينداريش از روى ريا خواهد بود ؛ [ چون نظر به غير حق در طاعت ، به‌ويژه نظر به خود ، تديّن به رياست . ] و تمام اين اوصاف ، شعبه‌ها و فروع عبادت نفس [ و خودپرستى ] است . درجهء دوم ، آن است كه خبر [ - اخبار كتاب و سنت ] را بر ظاهرش [ - معنايى كه هنگام شنيدن الفاظ به ذهن تبادر مىكند . ] حمل نمايد . بدين گونه كه آيات و نشانه‌هاى خبرى توحيد عامه را بر ظاهرش باقى گذارد ؛ و با كج‌فكرى ، بحث از آنها را بر خود تحميل نكند ؛ و با تأويل بردن آن ، خود را به مشقت نيندازد ؛ و با تمثيل [ و تشبيه معناى آن به‌معناى ديگر ] از ظاهر آن تعدّى نكند ؛ و درك و فهمى [ وراى فهم عامهء مردم ] را مدعى نشود ، خواه ادراك او حقيقى باشد يا وهمى . [ و خلاصه از ظاهر كتاب و سنت عدول نكند ، نه به سوى تحقيق و نه به سوى توهم ؛ بلكه ظواهر را از روى ايمان و تصديق بپذيرد و در برابر آن تسليم محض باشد . ] درجهء سوم ، آن است كه نگذارد انبساط او با جرأت [ و جسارت به ساحت حق‌تعالى ] مشوب گردد ؛ [ چنان‌كه انبساط موسى عليه السّلام با گفتن « أَرِنِي أَنْظُرْ إِلَيْكَ » « 1 » مشوب گشت . ] و نگذارد ايمنى [ از مكر الهى ] با سرور او آميخته شود ؛ و نيز نگذارد سببى با شهود او معارضه كند ، [ چرا كه شهود حقيقت اقتضا دارد شاهد ، غير مشهود خود ، چيزى نبيند ، نه خود را و نه غير خود را ؛ و در نتيجه نبايد هرگز تعلق خاطرى به هيچ سبب و واسطه‌اى در او راه يابد . ] * * *

--> ( 1 ) - 7 / 143 .